خاطره ای از سرهنگ خلبان جانباز آزاده محمد غلامحسینی

اسیر در خاک کشور

در واپسین روزهای تابستان سال۱۳۶۲ و در گرماگرم جنگ تحمیلی، به اتفاق یکی از همکارانم شهید سروان خلبان “سعید هادی” ماموریت یافتیم تا به منظور پشتیبانی از نیروی های سطحی و رزمندگان سلحشور اسلام در منطقه عملیاتی حاج عمران، به گشت و شناسایی منطقه بپردازیم . از این رو پس از انجام مقدمات پروازی و توجیهات لازم در اتاق بریفینگ در ساعت مقرر به قصد انجام ماموریت به پرواز درآمدیم . هوا خوب و فرحبخش بود. آسمان صاف بود و گهگاه لکه های پراکنده ابر در آن مشاهده می شد. خورشید از لابه لای ابرها گرمای ملایمی را به درون کابین می تاباند . برای انتخاب بهترین موقعیت در وضعیت مناسبی قرار گرفتیم .

جانباز-غلامحسيني-ـ-نهاجا

ادامه مطلب