چند خاطره خواندنی از اولین خلبان اسیر و آخرین آزاده ایرانی/ گفتند همین‌جا بمان و ازدواج کن!

چند خاطره خواندنی از اولین خلبان اسیر و آخرین آزاده ایرانی/ گفتند همین‌جا بمان و ازدواج کن!

فرهنگ > کتاب – کتاب بر خلاف نمونه های مشابه که اخیرا در حوزه ادبیات مقدس باب شده اند و شرح حال رزمندگان از زمان تولد و کودکی تا انقلاب و جنگ و زمان کنونی را می شود، تمرکز چندانی بر زندگینامه لشگری نداشته و در یک صفحه، تصویری بیوگرافیک از لشگری ترسیم می کند. بر همین مبنا نقطه شروع کتاب، شهریورماه ۵۹ و چند روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی است. مخاطب از ۲۷ شهریور ۵۹ که آخرین پرواز و اولین روز اسارت حسین لشگری است با او همراه می شود و ۱۸ سال بعد همراه او قدم به خاک کشور می گذارد.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2014-08-17 09:34:54Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

ادامه مطلب

خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران

خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران

حس کنجکاوی ام باعث شد تا خودم از او دعوت نمایم . وقتی به چشمانش نگاه کرده و خودم رو معرفی کردم ، صلابت خاصی در چهره اش دیدم . کلام او که با سادگی خاصی ادا می شد به دل می چسبید،خلاصه دست او رو گرفته و به کابین اوردم . و این اولین باب آشنایی ام با او بود.

ادامه مطلب

خاطره خواندنی از اسارت خلبان نیروی هوایی ارتش تیمسار یوسف سمندریان

خاطره خواندنی از اسارت خلبان نیروی هوایی ارتش تیمسار یوسف سمندریان

مرداد سال ۱۳۶۵ بود. تازه از ماموریت گشت و شناسایی برگشته بودم که داوطلبانه آماده ماموریت شدم.
طبق دستور فرماندهی به من و سرهنگ خلبان “عباس رمضانی” ماموریتی ابلاغ شد تا مخازن سوخت دشمن را که بسیار حیاتی بود، در استان سلیمانیه واقع در شمال عراق بمباران نماییم. من به عنوان شماره یک و رمضانی به عنوان شماره دو پرواز انتخاب شدیم. کارهای مقدماتی پرواز را انجام دادیم. در اتاق بریفینگ فرمانده عملیات تاکید کرد:
– منطقه مورد نظر شدیدا توسط نیروهای بعثی محافظت می شود.

ادامه مطلب